الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
76
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
اللَّه عليه - درگذشت ، گروههايى از اهل قم و جبال به رسم و شيوهء معمول با اموالى كه به همراه داشتند آمدند و هيچ اطلاعى از وفات امام حسن عليه السلام نداشتند . چون به سامرا رسيدند ، از سرورمان حسنبن على عليهما السلام پرسيدند ، به ايشان گفتند : كه آن حضرت از دنيا رفته است ، گفتند : وارث او كيست ؟ در پاسخ آنها گفتند : برادرش جعفربن على ! از او جويا شدند ! به ايشان گفته شد : وى براى تفريح بيرون رفته و داخل دجله سوار برقايقى مشغول مىگسارى است و نوازندگان هم به همراه او هستند ! راوى مىگويد : آن گروه با يكديگر مشورت كردند و گفتند : اينها از اوصاف امام نيست و به يكديگر گفتند : برويم تا اين اموال را به صاحبانشان بازگردانيم ! ابوالعباس محمّدبن جعفر حميرى قمى گفت : بايستيم تا اين مرد برگردد به درستى كار او را بيازماييم ! راوى مىگويد : همين كه جعفر برگشت ، آنها نزد وى رفتند و به او سلام دادند و گفتند : اى آقا ما از مردم قم هستيم و جمعى از شيعه و غيرشيعه همراه ما هستند و اموالى را به خدمت سرورمان ابومحمّد حسنبن على عليهما السلام آوردهايم ، جعفر گفت : كجاست ؟ و چه اموالى ؟ گفتند : همراه ما است ، گفت : نزد من بياوريد ! گفتند : نمىشود ، اين اموال ماجراى ظريفى دارد ! آن ماجرا چيست ؟ گفتند : اين اموال مجموعهاى است كه يك دينار و دو دينار از عموم شيعيان فراهم شده ، سپس داخل كيسهاى قرار دادهاند و سر كيسه را مهر زدهاند و ما چنان بوديم كه هر وقت بر سرورمان ابومحمّد عليه السلام وارد مىشديم ، مىفرمود : « مجموع پولها اين مقدار دينار است ؛ از فلانى اين قدر و از فلان كس آن قدر تا اينكه نام تمام آن مردم را مىگفت و مىفرمود : روى مهرها